
خواهرم!
قرمزی خون خود را به سیاهی چادرت امانت داده ام
امانت دار خوبی باش!!!
امروز توی اتوبوس نشسته بودم
واز پنجره ی اتوبوس بیرون رو نگا میکردم
منظورم از اتوبوس همون خط واحده
اره نشسته بودمو بیرونو نگا میکردم که
چشمم به یه جمله افتاد که روی دیوار نوشته بودنند
خیلی خوشم اومد
وقتی نگا کردم دیدم روی دیوار بنیاد شهید نوشتند
فکر کنم بخشی از وصیت نامه یه شهید بود
نوشته بود:
خواهرم! قرمزی خون خود را به سیاهی چادرت
امانت داده ام امانت دار خوبی باش!!!